پيشينه پرچم هزاران ساله ايران زمين
پارسیان
به نام اهورا مزدا


به نام دادار هستي بخش

پيشينه پرچم هزاران ساله ايران زمين
به خشنودي كورش بزرگ
آنگاه كه مردماني داراي بيرق - ارتش و پادشاه و نماينده مي شوند ميتوان گفت كه آن زمان نقطه آغاز تمدن آن كشور است .
پرفسور آرتور كريستنسن
سرآغاز پيدايش تمدن ايران زمين ( ايرانشهر – ائيرينه – ائيرينه وئيجه )
كلمه آريا در فارسي باستان و سانسكريت ايري و در اوستا ائيريه ناميده مي شود . خود كلمه ائيريه در چم نجيب و شريف است . نام ايران
كنوني نيز برگفته شده از ائيرينه است كه در چم ( معني ) سرزمين آريايها گفته مي شود . مهم ترين اقوام آريايي به شرح زير بوده اند :
آتروپاتان ( آذربايجان كنوني ) , سوزيانا ( خوزستان ) , كردستان (مادها ) سمرقند , بخارا , تاجيكستان و . . .
مساحت سرزمين هاي نژاد ايراني با احتساب تاجيكستان , افغانستان , قفقاز و ايران در حدود دو ميليون ششصد هزار كيلومتر است . كه در
گذشته نه چندان دور با بي ليقاتي حكام وقت از دست رفت . كه اميد داريم آيندگان با درايت و تقويت نيروي ايراني همه آنان را پس بگيرند .
مورخين آغاز مهاجرت آرياها به ايران را در حدود هفت هزار سال پيش دانسته اند . اين قوم دسته اي از اقوام هند و اروپايي هستند كه امروزه
در هند , آلمان , يونان , روم و . . . ساكن هستند . قمستي كه در ايران ساكن شدند امروزه ايرانيان را تشكيل مي دهند و قمستي ديگر از هم
وطتنان ما امروزه در هند ساكن شده اند . زيرا پس از يورش تازيان به ايران و گرفتن خراج ها سنگين و تحت فشار بودن ديني , آنان مجبور به
ترك وطن گشتند .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
در كتابهاي ديني ايران باستان پيدايش نخستين انسان را در ايران دانسته اند . به عباريتي ديگر جايگاه اديان كنوني جهان ايران است . ايرانيان
باستان كيومرث را نخستين انسان دانسته اند . سپس اين باور به اسلام و ديگر اديان كشانده شده و به نامهاي ديگر مانند آدم و حوا معرفي
شده اند . در فروردين يشت بند هفتاد و هشت كيه مرتن كه د رفارسي كيومرث خوانده مي شود آمده است . نخستين كسي است كه منش
اهورامزدا را دريافت كرد و از او ممالك آريايي پديد آمد . در بندهش نيز آمده است كه نخستين بشر كه اهورامزدا او را بيافريد كيومرث است .
در كتابهاي ايران باستان آمده است كيومرث مدت سي سال در كوهساران زندگي نمود و بهنگام مرگ از صلب او نطفه اي فرو ريخت . نطفه به
خاك افتاد و پس از چهل سال ساقه اي روئيد و از آن درخت دو انسان پديد آمد . اعتقاد كنوني ايرانيان كه از خاك بر آمده ايم و بر خاك
خواهيم رفت نيز از همين نوشته هاي ديني ايراني است . فردوسي بزرگ نيز بر اين باور بوده است كه نخستين انسان و نخستين پادشاه
سرزمينهاي ايران كيومرث است . به جرات مي توان گفت كه ايران مهد و ريشه همه اديان جهان است . باورهاي يكتاپرستي , پيدايش انسان ,
جهان آخرت , كردار نيك , گفتار نيك , پندار نيك و . . . همه شواهد امروزي حاكي از آن است كه ايران نخستين جايگاه اديان جهان است .
به هر روي سخن را به پيدايش بيرق ايران سوق ميدهيم . نخستين پيدايش پرچم در سرزمينهاي ايراني .
مفهوم بيرق و هدف از تشكيل آن
بيرق يا پرچم يا درفش يك كشور به علامتي گفته مي شود كه نشان از مظهر تمدن و مليت آن كشور دارد . بيرق عموما توسط فرمانده قوا يا
پادشاه هر كشوري در لشگر كشي ها استفاده مي شده است . پرچم هر كشوري جهت رمز اتحاد بين مردمان آن كشور است كه ريشه آن كاملا
در پيشينه فرهنگي آن كشور دارد . اين نشان برگفته شده از باورها , عقايد , آداب و رسوم نياكان آن كشور , هويت و روحيه ملي مردمان آن
كشور است .
واژه درفش در گذر تاريخ :
پيش از اسلام = درفش شكوهمند كاوياني
اوايل اسلام = ربيت و علم ولوا
در زمان مغول = منجوق
در زمان قاجار = بيرق
در زمان پهلوي = پرچم
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
پرچم ايران در زمان شاهنشاهي پيشدادي و كياني
درفش شكوهمند و سرفراز كاوياني
درفش كاوياني بيگمان يكي از پرارزشترين پرچمهاي جهان است كه از روز آفرينش آدمي و خوي شهريگري (تمدن) گرفتن، بر افراشته شده
است. زيرا اين پرچم چندين برتري به همه پرچمهاي جهان دارد و فرادادهايي (امتيازاتي) كه در آن است در هيچيك از ديگر پرچمها در
سراسر جهان يافت نميشود .
* اين پرچم از دل توده هاي مردم بيرون آمده و از يك پيشبند چرمي آهنگري دلاور كه براي درهم كوبيدن ستم و شكنجه بيدادگران تازي
به پا خواست، فراهم آمده است
* اين پرچم مردمي است و بدست مردم ساده ولي دلير كوچه و خيابان درست شده و پرچم رسمي كشور بشمار آمده و پذيرفته گشته است.
ولي همه پرچمهاي ديگر جهان پيماني (قراردادي) ميباشند كه از سوي گردانندگان كشور ساخته و پرداخته و به مردم پذيرانده شده اند. تا
جايي كه من بياد مي آورم هيچ پرچمي در جهان با رأي مردم و همه پرسي برپا نشده است. ازين رو كمتر خواسته مردم در آنها نمايان است.
ولي درفش كاوياني بدست مردم ساخته شده و از ميان آنها بيرون آمده است
* هر كشوري پس از گزينش پرچم براي رنگها و نشانه هاي آن درونمايه هايي برگزيده است. ولي درفش كاوياني هنگام برافراشته شدن همه
درونمايه (معنا و محتوا) خود را بهمراه داشت؛ زيرا در پيكار با دشمن خونخوار و براي سرنگوني او پيشاپيش مردم به پا خواسته به جنبش و
چرخش درآمد
* اين پرچم براي آزادي ايران زمين از دست بيگانگان چيره برآن از دل توده هاي به خروش آمده برپا گرديد
* اين پرچم زنده كننده ابرتني، والايي و گران منشي (غرور) درهم كوبيده و نابود شده ايران وايراني است
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
* اين پرچم كهن ترين پرچم جهاني ميباشد و به دست ايرانيان عامه برافراشته شده است
پس در جهان هيچ پرچمي را نميتوان يافت كه اينهمه فراداد، بويژه فراداد نبرد با اهريمن و سركوبي بيدادگري و رهايي كشور ازدست دشمن...
همه را با هم داشته باشد .
* نشان غرور و سربلندي ملت ايران در ميان يونانيان و روميان و ملتهاي باستاني آن روزگار دارد .
* نماد سپاس از گذشتگان كشورمان است و ترجيح ندادن هيچ فرهنگي را به فرهنگ كهن نياكانمان
* يكپارچگي و اتحاد اقوام مختلف و كهن ايراني و ايجاد يك امپراتوري قدرتمند در برابر استكبار جهاني است
* تنديس و نماد شش هزار سال پادشاهي ايران و شكوه ارتش شاهنشاهي ايران در جهان است
تاريخ نويسان در باره درفش كاوياني چه مينويسند؟
تاريخ طبري مينويسد كه درفش كاوياني از پوست شير بود و پادشاهان آنرا به زيب و زيور بياراستند و زر و سيم و گوهر بر آن پوشاندند، آنرا "
اختر كاويان" نيز مينامند كه جز در كارهاي بزرگ نمي آورند و جز براي شاهزاده اي كه به كارهاي بزرگ فرستاده ميشد، بر نمي افراشتند
مسعودي در " مروج الذهب " آنرا از پوست پلنگ ميداند كه بر چوبهاي بلند مي آويختند. او درازيش را دوازده و پهنايش را هشت ارش نوشته
است هر ارش از نوك انگشت تا آرنج دست
در " برهان قاطع " و " فرهنگ جهانگيري" آمده است كه درفش كاوياني چرمي از پوست پلنگ يا ببر بوده كه آهنگران هنگام كار بر ميان
ميبستند و كاوه آهنگر آنرا بر سر نيزه كرد و به نبرد با ضحاك پرداخت
استاد " اسكارمن" مينويسد كه از سنجش سه بن مايه به دست آمده، تخته سنگ كنده كاري شده پمپيي، سكه هاي دودمان " فرته كاره " و
شاهنامه فردوسي چنين برمي آيد كه درفش كاوياني تكه چرمي پاره چهارگوشي بوده كه بر بالاي يك نيزه آويخته شده و نوك نيزه از پشت آن
بسوي بالا نمودار بوده ست. بر روي اين چرم آراسته به پرنيان و ابريشم وگوهرهاي ناب، ستاره اي ميدرخشيده است. اين درفش چهار پره
داشته است كه در هسته آن دايره كوچكي ديده ميشود و دربالاي آن همين دايره به چشم ميخورد. در بخش پاييني چرم، چهار رشته نوار به
رنگهاي گوناگون سرخ و زرد و بنفش آويخته شده است كه در نوك آنها گوهرهاي ناب آويزان ميباشند .
در نمايشگاه باستاني لوور پاريس در بخش ايران كاسه هايي يافت ميشوند كه در ته آن درفش كاوياني كشيده شده و بر روي آنها نوشته شده
است: ۴۶٠٠ سال پيش از زادروز مسيح؛ بدينگونه دست كم كهن بودن درفش كاوياني تا ۶۶٠٠ سال پيش ميرد . فردوسي بزرگ زمان
درفش كاوياني را با احتساب نخستين شاهنشاهي ايراني ( پيشدادي و كياني ) در همين حدود دانسته است .
ميان سپاه كاوياني درفش
به پيش اندرون تيغهاي بنفش
فردوسی بزرگ :
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
درفش شاهنشاه با بوق و كوس
پديد آمد و شد زمين آبنوس
يكي زرد خورشيد پيكر درفش
سرش ماه زرين غلافش بنفش
منابع ديني ايران درباره درفش ملي :
در كتابهاي ديني ايران باستان كه قدمتش به بيش از سه هزار سال مي رسد آمده است :
* فروهرهاي نيك تواناي پاك مقدس را مي ستاييم كه لشگر بيشمار بيارايند و سلاح به كمر بسته با درفشهاي برافراشته درخشان خود . (
ايضا در كرده بيست و نه )
* فروهر هاي پاكدين سام گرشاسب گيسوان دارنده مسلح به گرز را مي ستاييم . او را كه براي مقاومت در برابر دشمنان بازوان قوي دارد و با
سنگ فراخ و با درفشهاي پهن با درفش هاي برافراشته با درفشهاي گشوده و سرافراز براي مقاومت كردن در برابر راهزنان ويران كننده و
هولناك مي شود . ( همان يشت بند صد و سي و نه )
* پس اهوره مزده گفت اگر مردمان بهرام اهورا را چنان كه شايسته است نيايش كنند بر طبق بهترين راستي بجاي آورده شده هر آئينه به
ممالك ايران لشگر دشمن داخل نشود نه سيل نه زهر و نه گردونه هاي دشمن و نه بيرقهاي برافراشته . . . ( بهرام يشت )
درفش كاوياني چگونه برپا گرديد؟
فردوسي توسي استاد سخن و قهرمان سترگ پيكارجوي تاريخ ايران كه با قلم منش زخم خورده ايرانيان را مرهم نهاد و درمان كرد و آنها را به
منش از دست رفته شان آگاه نمود و به خويشتن خويش برگرداند، از درفش كاوياني بارها از " اختر كاوياني" ياد كرده است و در برپا خيزي "
كاوه آهنگر" چگونگي درست شدن آنرا بازگو ميكند كه چنين است .
پس از آنكه كاوه آهنگر در بارگاه ضحاك ماردوش، به بزرگان بيخرد پيرامون ضحاك ميتازد و نامه اي را كه آنها براي اين خونخوار بيدادگر
دستينه (امضا) كرده و او را مردي نيكوكار، نيك سرشت، برجسته و مردمدار شناسانده بودند، از هم ميدرد، همراه فرزندش از بارگاه بيرون
ميرود و به ميان توده هاي به خشم آمده ميدود و با پاره كردن پيشبند چرمين خود و بر نيزه كردن آن، پيكاري سهمگين و دشمن كوب را پي
ميريزد كه در اين باره فردوسي بزرگ چنين ميسرايد .
چو كاوه برون شد ز درگاه شاه
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
بر او انجمن گشت بازارگاه
همي بر خروشيد و فرياد خواند
جهان را سراسر سوي داد خواند
از آن چرم كاهنگران پشت پاي
بپوشند هنگام زخم دراي
همان كاوه آن بر سر نيزه كرد
همانگه ز بازاز برخواست كرد
كاوه بسوي فريدون مي شتابد و او را مي يابد و به ياري مردم او را پادشاه ايران زمين مي خوانند. از اينرو فريدون با رايزني مردم با درفش
كاوياني كه برسر نيزه به جنبش درآورده بودند به همراه مردم پر خروش بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست سپس مردمان وي غوته ور در زر
وسيم گوهري تابناك ميكند
بدانست خود كه فريدون كجاست
سراندر كشيد و همي رفت راست
بيامد به درگاه سالارنو
بديدنش آنجا و برخاست غو
چو آن پوست بر نيزه برديد كي
به نيكي يكي اختر افكند پي
بياراست آنرا به ديباي روم
ز گوهر بر و پيكر و زرش بوم
فروهشت زو سرخ و زرد و بنفش
همي خواندش كاوياني درفش
اسدي توسي نيز مي گويد :
چو برزد سر از كه درفش بنفش
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
مه نوش شدش ماه روي درفش
و ايضا :
يكي شير پيكر درفش بنفش
بدادش همه زر غلاف درفش
اين چرم بي ارزش پيشبند آهنگري، بدينگونه برجسته ترين و بزرگترين پديده فروزاني مي گيرد كه بر تارك مينشيند و پرتو مي افشاند
از آن پس هر پادشاهي كه به تخت مينشيند و تاج شاهي بر سر مينهد به آن سوگند ياد ميكند و بر پهنه آن زر و گوهر مي افشاند و بر آن ارج
بيكران مينهد و آنرا ميستايد و بر فراز سر ي افرازد و آنرا نماد شكوهمند آزادي و يكپارجگي و نيرومندي كشور بشمار مي آورد
از آن پس هرآنكس كه بگرفت گاه
به شاهي به سر بر نهادي كلاه
برآن بي بها چرم آهنگران
برآويختي نو به نو گوهران
ز ديباي پرمايه و پرنيان
بر آنگونه گشت اختر كاويان
كه اندر شب تيره، خورشيد بود
جهان را ازو دل پر اميد ود
بگشت اندرين نيز چندي جهان
همي بودني داشت اندر نهان
مفهوم رنگهاي درفش كاوياني
بررسيها و پژوهشگرهاي گسترده نشان ميدهد كه درفش كاوياني چرم پاره چهارگوشي بوده كه بر بالاي يك نيزه كه نوك آن از پشت نمايان
بود، آويزان ميشده است. در ميان پرچم يك ستاره بزرگ يا چهار پره به چشم ميخورد كه به چهارگوشه آن پايان ميافته است. در بالاي آن
اختر ديگري يافت ميشد كه چنبره كوچكي بود
بدينگونه در درفش كاوياني دو ستاره در ميان و بخش بالايي يافت ميشده است. در زير آن در همه گوشه و كنارهايش، رشته نوارهايي كه گويي
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
تا پنج تا ميرسيد، آويزان بوده است كه به زر و سيم و گوهرهاي تابناك و ناب زيوربندي شده بودند. رشته هاي آويزان شده بخش زيرين چرم
چهارگوش به سه رنگ سرخ و زرد و بنفش آراسته بودند
فردوسي برگزيدن اين سه رنگ را از آن فريدون ميداند كه خود درفش كاوياني را نيز به زيور و ديباي رومي و ابريشم و پرنيان نيز آذين بندي
نمود كه در همين باره سراييده است
فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همي خواندش كاوياني درفش
. . .
هوا شد بسان پرند درفش
ز تابيدن سرخ و زرد و بنفش
درونمايه رنگهاي درفش سرفراز كاوياني چيست؟
رنگ سرخ
رنگ سرخ رنگ روز " تير" سومين روز هفته ايرانيان باستان است كه امروز به آن "چهارشنبه" ميگويند. " تير" نام فرشته باران نيز ميباشد و
به ياري و كوششهاي اوست كه زمين ازريزش باران بهره مند و كشتزارها و مرغزارها سيراب و سبز و خرم ميشوند. اين رنگ نماد شكوه و
توانايي، خروش و جوشش، پايداري براي پاسداري و نگهباني از مرز و بوم است
اين رنگ بر روي پرچم كنوني كه در زمان قاجاريه با دو رنگ ديگر سپيد و سبز كه نشانه خانواده بني اميه و بني هاشم ميباشد، ديده ميشود
رنگ زرد
رنگ زرد رنگ روز " مهر" پايان هفته است كه امروز به آن " يكشنبه" ميگويند. اين روز نام فروغ و روشنايي را با خود دارد، زيرا زادروز " مهر
تابناك" ميباشد. اين رنگ نشان پاكي و نيكخواهي، نمايانگر فر و بزرگي، روشنگر گران منشي و سروري و بازگو گر درخشندگي، فروزش و
روشنايي است
رنگ بنفش
رنگ بنفش رنگ " اورمزد" چهارمين روز هفته است كه امروز به آن " پنجشنبه" ميگويند. اين رنگ نشانه جنگاوري و دليري و نبرد سرسختانه
با دشمن و پيكار در راه آزادي كشور و نگهباني از يكپارچگي و شكوه آن است
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
سرنگوني درفش كاوياني به دست تازيان بربر
درفش كاوياني كه نماد فر و شكوه آزادي سربلندي و بزرگي ايران زمين بود بدبختانه در هزار و چهارسد سال پيش در تازش تازيان به ايران از
دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ايران بر زمين افتاد و ديگر برافاشته نشد و اين اندوه بر دل افسرده ايران پرستان همچنان برجا ماند
امروز بسياري آنرا به دست فراموشي سپرده اند گروهي از آن ياد نمي آورند، دسته اي آنرا نميشناسند، برخي بي انگار مانده اند... كه همه اينها
سخت دردآور و تلخ و رنج دهنده اند
درباره سرنگوني درفش كاوياني و ارزش آن بلعمي (ترجمه تاريخ تبري رويه ٣٠ ) مينويسد
چون مسلمانان خزينه ملوك عجم غارت كردند، آن درفش پيش عمرابن الخطاب بماند. پس فرمود تا آن گوهرها بگشادند و آن پوست .
بسوختند
طبري در " تاريخ طبري" رويه ١۶٠٠ تا ١۶٠٣ پوشينه چهارم مينويسد كه در جنگ قادسيه ضررين الخطاب، درفش كاوياني را از ايرانيان
به تاراج گرفت و ديگر تازيان آنرا به سي هزار درهم خريدند تا پاره پاره كنند و به فروش برسانند. بهاي درفش كاوياني هزار هزار و دويست هزار
درهم بود .
مسعودي (مروج الذهب و معادل الجوهر رويه ٨٢ و ٨٣ ) مينويسد :
تا زمان يزدگرد سوم آنرا با رستم فرخزاد به سال ١۶ هجري براي جنگ به قادسيه فرستاد و رستم كشته شد، درفش بدست ضررين الخطاب
فهري افتاد و به در هزار هزار دينار تقويم شد. بقولي تصرف درفش بروز فتح مدائن و بقولي به روز فتح نهاوند در سال ١۶ يا ٢٠ هجري بود
ثعالبي (غرر اخبار ملوك الفرس، رويه ٣٢ تا ٣٩ ) مينويسد .
درفش كاوه پس از پيروزي فريدون به زر و گوهر آراسته شد، علم مقدس ايران بود تا در جگ قادسيه بدست تازيان از قبيله نخع افتاد. سعدابن
وقاص آنرا جزو ذخاير و جواهر يزدگرد نزد عمرابن الخطاب فرستاد. عمر امر كرد كه آنرا از چوبه برگرفتند و خود درفش را پاره پاره كرد و در
ميان مسلمانان تقسيم كردند .
نيازي به گفتن نيست كه تازيان چه كشتاري از ايرانيان كردند و با آوردن فرهنگ بياباني خود به سرزمين مهر و مردمي و نيكي و نيكخواهي،
چه زشتي و بدبختي و تبهكاريهايي كه نيافريدند و چگونه روزگار ايران و ايراني را سياه كردند، به گونه اي كه پس از هزارو چهارسد سال هنوز
نتوانسته ايم از چنگ اين خرافات سياه و از چنگ تازيان و تازي زادگان رهايي يابيم. با فرو افتادن درفش كاوياني و سوزانده شدن آن، گذشته
شكوهمند ايران نيز به زير زبانه هاي آتش فرو رفت و به خاكستر نشست .
امروز روزي است كه اين درفش سرفرازي كه هزار و چهارسد سال است سرنگون شده و با فرو افتادن خود، بدبختي و سيه روزي براي مرم و
كشور ما آفريده شده است، دوباره برپا گردد تا فرخندگي و بزرگي و گران منشي از دست رفته دوباره به چنگ آيد
اميدواريم همه ايران پرستان به ياري برخيزند و براي دوباره زنده كردن دلاوريها و جانباختگان راه ايران زمين نيرو و توانايي مردمي و
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
نيكوخواهانه نياكان سربلندمان، گذشتها و رادمرديها و مهربانيها و مهرورزيهاي بزرگان و بهمنشان نيك نژاد و تباران والاگوهرمان و سرانجام
براي سرداران دلير و سپهسالاران جانباز آريايي كه از مرز و بوم مهر و اهورا پاسداري نموده و در اين راه گاه جان باخته اند، نماد شكوهمندشان
را كه به آن سرفراز و خوشبخت بودند و بدست تازيان بدكيش واژگون شده است، از نو برافرازند
در اين راه جوانان بايد پيشگام شوند و درفش كاوياني بايد بر دوش دختران و پسران جوان برافراشته گردد. به اميد اين روز بزرگ
برافراشتن شدن دگر بار درفش كاوياني توسط فردوسي بزرگ
شد درفش كاوياني باز برپا تا كشيد
اين سوار پارسي ( فردوسي ) رخش فصاحت زير زين
آنچه گفت اندر اوستا زرتشت و آنچه
اردشير پاپكان تا يزدگرد به آفرين
زنده كرد آنجمله فردوسي به الفاظ دري
اين است كرداري شگرف – اين است گفتاري متين
شادروان ملك الشعراي بهار
پرچم در زمان شاهنشاهي و امپراتوري هخامنشي
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
به گفته هرودوت و گزنفون ارتش ايران در زمان كورش بزرگ و داريوش بزرگ داراي نشانهاي برافراشته اي بودند كه در راس سپاه قرار مي
گرفته است . هرودوت مي نويسد زماني كه خشيارشا بزرگ به انديشه انتقام از يونانيان افتاد و راهي آنجا شد در راه در نزديكي هلسپونت
خورشيد گرفت و خشيارشا از اين علامت برافروخته شد و موبدان و مردان ديني را صدا نمود و از آنان تعبير اين كار را خواست . پيشگويان و
موبدان گرفته شدن خورشيد را علامتي بدهنگام براي يونانيان ناميدند . پس او به عزمي راسخ تر روانه يونان شد .
درفش شكوهمند ارتش شاهنشاهي كورش بزرگ
* گزنفون در كتاب آناباسيس خود اشاره نموده است كه درفش شاهنشاه ايران عقابي زرين با بالهاي گشوده است كه بر نوك نيزه قرار گرفته
است. به گفته مورخين اين درفش از طلا ساخته شده بوده و بر سر نيزه اي بلند واقع گشته است كه در نبردهاي ايران با كشورهاي ديگر و در
جشنهاي ملي ايران به احتزاز در مي آمده است .
* زوناراس مورخ نامدار قرن دوازه ميلادي بيرق ايران در دوره پيش از كورش بزرگ را ماه و عقابي كه خورشيد برابر او بوده ذكر كرده است .
بعدها در دوره شاهنشاهي جهاني هخامنشي خورشيد و شير از نمادهاي قدرت و شكوه و بزرگي ملت ايران مي گردد . "كنت كورس" نيز بر
خورشيد را نماد شكوه و نوراني بودن شاهنشاهي ايران دانسته است . شير نيز از ديگر نماد هاي ملي ما است . بنا به سنگ نگاره هاي تخت
جمشيد شير نماد ايران و گاو يا حيوانات ديگر نماد كشورهاي ديگر است . عده اي نيز بر اين باور هستند كه شير نشان از به پايان رسيدن
زمستان و آمدن بهار دارد كه زياد منطقي به نظر نمي آيد .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
درفش شكوهمند ارتش شاهنشاهي داريوش بزرگ
* خورشيد مظهر شكوه , فر ايزدي و عمر جاويد در ايران است . در هفت پاره از اوستا اهورامزدا چون خورشيد تصور شده است و در جاي ديگر
خورشيد و نور چشم خداوند ناميده شده است . ارداويرافنامه در كتاب خود نوشته است سپس به دنياي ديگر سفر نمودم و از آسمانها ديدن
كردم . آنگاه به جايگاه كردار نيك و خورشيد رسيدم . روان پاك خداوند را آنجا ديدم .
* در قرن گذشته در كازا دل فاونو واقع در پمپئي موزائيكي از زير خاكها بيرون كشيده شد كه صحنه اي از نبرد ارتش شاهنشاهي داريوش
سوم با اسكندر گجتسك را نشان مي دهد . در اين نقاشي باستاني درفش ارتش ايران به رنگ قرمز يا ارغواني رسم شده است كه وسط آن
عقابي زرين قرار گرفته است . اين اثر برجسته امروزه در دست است و در موزه نگهداري ميگردد .
* در موزه لوور پاريس جامي موجود است كه در يونان قديم ساخته شده است . در اين جام مبارزه يك يوناني با يك سرباز پارسي كه درفش
ملي ايران را برافراشته است نقش بسته است . مرد يوناني سرباز پارسي را به زير پاي انداخته است ولي مرد پارسي با اينكه به زير پاي مرد
يوناني افتاده ولي هنوز پرچم ايران ( كه بسيار شبيه به درفش كاوياني است ) را بلند نگاه داشته است و نگذاشته كه سرنگون شود . زيرا عقيده
ايرانيان بر اين بوده كه در هيج شرايطي اين نشان ملي نبايد به زير پاي بيافتند و سرنگون شود .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
جام كشف شده از نبرد مرد يوناني و مرد پارسي و درفش ايرانيان
پرچم در زمان شاهنشاهي و امپراتوري اشكاني
با اندوه بسيار بدليل آنكه شاهنشاهان اشكاني تاريخ و اقدامات خود را گسترده تبليغ نكرده بودند و همان اسناد اندكي كه از آنان به جاي مانده
است توسط دودمان شاهنشاهي ساساني نابود گشت اطلاعات ما در اين باره بسيار اندك است . ولي آنچه كه مورخين از خرابهاي معابد و
كاخهاي آنان بدست آورده اند درفش ارتش شاهنشاهي و كشوري ايران بنفش و احتمالا با طلا و نقره مزين شده بوده است . پارت ها بدون
ترديد در قرن دوم ميلادي داراي بيرقي ابريشمي بسيار شكوهمند بوده اند . زيرا روميان بارها در كتب خود بر شكوه اين بيرق غبطه خورده اند
. روي آن نقش اژدهايي نقش بسته بوده . اين درفش در بالاي نيزه اي بلند قرار داشته است كه عده اي بر اين باور هستند عقاب در زمان
اشكانيان نيز از مظاهر قدرت و شكوه كشوري بوده است .
پرچم در زمان شاهنشاهي و امپراتوري ساساني :
در سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني , چندين بيرق ملي به جاي مانده است كه در هنگام تاجگذاري و لشگر كشي ها برافراشته مي شده
است . در بيشابور سنگ نگاره اي وجود دارد كه متعلق به شاهنشاه شاهپور دوم است . پرفسور هرتزفلد آنرا رمز گشايي نمود و درفش ملي
ايران را در آن روزگار بيرقي بلند با پارچه اي دراز تشخيص داد .
نقاشي اي از كتيبه هاي ساساني و درفش كاوياني در بيشابور
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
آمين مارسلن مورخ نامدار رومي در مورد بيرق ايران در زمان شاهنشاهان ساساني نوشته است : وقتي ايرانيان مي خواسته اند وارد نبرد با
دشمنان شوند بيرق آتشين خود را بلند مي نمودند و در مواردي خود شاهنشاه در راس سپاه وارد كارزار مي شد .
پرچم شاهنشاه بهرام چهارم از يك ميله افقي بلند كه دو شراره ضخيم به آن آويخته شده بوده تشكيل گرديد بود . در بالاي آن حلقه اي
كوچك قرار داشت . به عبارتي ميتوان گفت كه هر يك از شاهنشاهان ايران در زمان ساساني درفش مخصوص خود داشتند ولي در باطن
همگي شبيه به يكديگر و در كل شبيه همان درفش كاوياني است .
درفش ملي كاوياني
* كريستنسن در كتاب تاريخ ساسانيان درباره بيرق ايران نوشته است : هر كدام از قسمت هاي ارتش شاهنشاهي ساساني را گند مي ناميده اند
. تقسيمات كوچكتر از آنرا درفش و از آن كوچكتر را وشت ميخوانده اند . هر درفش ( يا قسمتي از سپاه ) بيرق خواصي داشته اند كه شبيه
مربعي بوده است كه بر فراز ميله اي بلند قرار داشته است . بعضي از شاهنشاهان در ميان سپاه بروي تختي زرين مي نشسته اند كه درفشهاي
گوناگوني در كنار تخت وي به احتزاز در آمده بوده و بعضي ديگر سوار بر اسب در راس ارتش قرار داشته اند .
* در كتيبه ارزشمند نقش رستم كه صحنه به خاك افتادن امپراتور روم ( والرين ) در برابر شاهنشاه ايران را نشان مي دهد شاهپور اول با
قدرت و شكوهي بي مانند بر روي اسبي نشسته است و امپراتوري روم در برابرش به خاك افتاده و درخواست پوزش نموده . در پشت اين سنگ
نگاره و در پشت نقش شاهپور پارچه اي موج دار ديده مي شود كه همان بيرق و درفش ايران است .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
بيرق ايران پس از يورش تازيان
شير نماد ملي و قدرت ايران
تنديس شير سنگي كشف شده در پاسارگاد ( در زمان شاهنشاهي كورش بزرگ )
تنديس نبرد شير ايراني با اقوام ديگر ( در زمان شاهشناهي داريوش بزرگ )
سنگ تراشيهاي پرسپوليس كه نشان از برتري ايران بر كشورهاي ديگر دارد
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
شير و خورشيد نيز بي گمان يكي ديگر از نشانها هاي ملي ايران است كه سابقه اي بسيار كهن دارد . كهن ترين پيشينه اين اثر ملي مربوط به
استوانه اي است مربوط به پادشاه سوسه تر پادشاه ميتاني است كه در حدود 1450 سال پيش از ميلاد سلطنت مي كرده است . در اين
استوانه شكل خورشيد با بالي گشوده نمايان است و ميله اي در وسط آن قرار دارد و دو شير در طرفين آن واقع است . آثار ديگر هخامنشان و
چندين سنگ نگاره از شير نشان از قدرت كشور ايران دارد . همانطور كه بسيار از كشورها نمادي از حيوانات را براي خود مي دانند ايران پس
از اسلام شير و خورشيد باستاني را كه در گذشته و شاهنشاهان باستاني نيز مورد احترام و نماد قدرت بوده را برگزيده اند و امروزه هم بسياري
از ايرانيان آنرا تنها نماد ملي ايران مي دانند .
استوانه پادشاه ميتانی به سال 1450 پيش از ميلاد درباره نماد شير و خورشيد
نگاره ارزشمند تنديس ميترا و شير و خورشيد باستانی – موزه آرميتاژ لنين گراد – با سال 400 پيش از ميلاد
پيکر شيری که شمشيری در کمر دارد و متعلق به پهلوانی به نام شکرالله قهرودی است . شبيه همين سنگ در مهاباد اردستان کشف شد.
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
نخستين تصوير بر روي پرچم ايران
در سال 355 خورشيدي 976 ميلادي كه غزنويان، با شكست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي
نخستين بار دستور داد نقش يك ماه را بر روي پرچم خود كه رنگ زمينه آن يكسره سياه بود زردوزي كنند. سپس در سال 410 خورشيدي (
1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شكار شير دستور داد نقش و نگار يك شير جايگزين ماه شود و از آن پس
هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي .
افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير
در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سكه هائي زده شد كه بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي كه به سرعت در مورد پرچمها
نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يكي اينكه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه
مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانه
تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حكايت از آن دارد كه به دليل تقدس
خورشيد در اين آئين، ايرانيان كهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سكه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد
پرچم در دوران صفويان
در ميان شاهان سلسله صفويان كه حدود 230 سال بر ايران حاكم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش
شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يكسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه
فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سكه ها ترسيم
كنند. پرچم ايران در بقيه دوران حاكميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي كردند. البته موقعيت و طرز
قرارگرفتن شير در همه اين پرچمها يكسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از
شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوك تيز و باريك كه بر روي آن
آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير و خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد كه پرچم ايران تا زمان
قاجارها، مانند پرچم تازيان ، سه گوشه بوده نه چهارگوش
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
پرچم در عهد نادرشاه افشار
نادر كه مردي خود ساخته بود توانست با كوششي عظيم ايران را از حكومت ملوك الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يكپارچه و متحد كند. سپاه او
از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و كركوك و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي كرد. او
تجاوز افغانها را از ايران كوتاه نمود . در همين دوره بود كه تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق
سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در
اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته كه خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در
درون دايره خورشيد نوشته بود: " المك الله " سپاهيان نادر در تصويري كه از جنگ وي با محمد گوركاني، پادشاه هند، كشيده شده، بيرقي
سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند كه در گوشه بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با
دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المك الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت
پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود كه براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي
نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند
سپر بدست آمده از ارتش نادر شاه افشار
بيرق نادر لشگر شکن
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه
در دوره قاجار كه ميتوان گفت يكي از ننگين ترين دوره هاي تاريخي ايران بوده است و ايران به مرز فروپاشي و تجزيه و خرافات هاي ساختگي
مذهبي و هزاران گرفتاري ديگر نائل شد و در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسله قاجاريان، چند تغيير اساسي در شكل و رنگ پرچم داده
شد، يكي اين كه شكل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين كه آقامحمدخان به دليل دشمني كه با نادر
داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم
بود كه در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز كه براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده
بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يكي پرچمي يكسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت كه پرتوهاي آن
سراسر آن را پوشانده بود. نكته شگفتي آور اين كه شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي كه در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در
زمان فتحعلي شاه بود كه استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيك و سياسي مرسوم شد. در تصويري كه يك نقاش روس از ورود
سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس كشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در
حركت است. سالها بعد، اميركبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانه دوره فتحعلي شاه استفاده كرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي
نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به كار
مي رفته است كه بر روي يكي شمشير دو سر امام علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت كه پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي
و نظامي بود
در سال 1252 هجري قمري در زمان محمد شاه قاجار نظام نامه اي تدوين شد كه درباره پرچم ايران چنين نوشته است :
"پس براي هر دولتي نشاني ترتيب داده اند . دولت ايران را هم نشان شير و خورشيد متداول بوده است و هم اكنون نيز همين است . قريب سه
هزار سال بلكه بيشتر از زمان زرتشت همين علامت بوده زيرا نشان آفتاب و نيروي شگفت انگيز خداوند است و شير هم نشان از قدرت و هم
براي آنكه اكثر شهرهاي ايران در اقليد چهارم واقع است و حركت شمس هم در فلك چهارم است از اين جهت شير و خورشيد را تغيير نداده
اند و همان قرار سابق امروز برقرار است "
اميركبير و پرچم ايران
ميرزا تقي خان اميركبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود كه پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه
مي كرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميركبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شكل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شكل
سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينه پرچم سفيد، با يك نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنكه تاجي بر بالاي خورشيد
گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شكل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد
سکه ای از کيخسرو کيقباد که ابن عبری آنرا نيز تائيد نموده است. فرتور شيری است که خورشيد در بالای سر آن است
کاشی لعابدار از شير و خورشيد به سال 665 هجری که در خراسان ساخته شده و امروز در موزه لوور قرار دارد
فرتوری از شير و خورشيد در رساله علم نجوم تاليف ابومعشر بلخی در کتابخانه ملی فرانسه
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
فرتور از قرن هشتم هجری از سلاطين بهمنی که در شهر بيدر بدست آمده است
طلسم کهن ايرانی که گنج جويان آنرا مقدس می دانند . نماد شير و خورشيد
بيرق فتحلی شاه قاجار
مدال شجاعت عباس ميرزا
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
روطيت و پرچم ايران
فرتور روزنامه وقايع التفاقيه و مكاتبات رسمي آن روزگار به سال 1268 هجري
با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشكيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به كار
تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و
علامت شير و خورشيد است"، كاملا مشخص است كه نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن
رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين كه شير و خورشيد بر كدام يك از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين درباره وجود يا عدم
وجود شمشير يا جهت روي شير ذكري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجله نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني اسلامي در مجلس
بوده كه استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به كار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند،
بدين ترتيب كه مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي
ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد كه رنگ سفيد رنگ مورد علاقه زرتشتيان است، اقليت ديني كه
هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي كرده اند و اين كه سفيد نماد صلح، آشتي و پاكدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد.
در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره
گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع
نشان شير و خورشيد كشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه كردند كه انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906
ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اكثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب امام
علي است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به
پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي كنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار كنيم كه اين
شير و خورشيد هم نشانه علي باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را
نشانه پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در
قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاكميت ملي مطرح شد.
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
رضا شاه پهلوي و پرچم :
پس از كودتاي 1299 شمسي و تغيير خاندان سلطنتي تغييراتي در زمينه بيرق ايران صورت گرفت . در زمان قاجار شير ها به صورت زني
ديده مي شدند كه چشم و ابرو و زلف داشتند . رضا شاه بزرگ در طي بخشنامه اي دستور داد شير پرچم را به صورت چهره اي با صلابت و
خشمگين ترسيم نمايند . در زمان وي سه درفش ملي وجود داشت :
پرچم رسمي ايران ( دولتي ) : سبز و سفيد و قرمز با شير و خورشيد و تاج سلطنتي و شمشير
پرچم نظامي : سبز و سفيد و قرمز به همراه شير و خورشيدي و تاج شاهنشاهي كه اطراف آنرا برگ خرما گرفته است و شمشير
پرچم ملي : سبز و سفيد و قرمز بدون شير و خورشيد كه براي جشنها – موسسات و اماكن برافراشته ميشد .
رضا شاه بزرگ به همراه درفش تاجگذاري اش
جنس درفش رضا شاه پهلوي از ابريشم به رنگ آبي آسماني بوده است و در بالاي آن آرم شير و خورشيد به همراه تاج سلطنتي و برگ هاي
خرما منقوش بوده است . هر كجا كه اين درفش برافراشته مي شده است ( در فرتور بالا ) به اين چم ( معني ) است كه خود شاهشناه حضور
يافته است و برافراشته شدن آن به عهده ماموران گارد است .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
مهر سلطنتي رضا شاه پهلوي عبارت است از دو شير به پا خواسته كه يك دست از آنان از تاج شاهنشاهي محافظت مي كند و دست ديگر
محوطه بيضي شكلي است كه در آن نوشته شده بوده "پهلوي شاهنشاه ايران " . اين مهر بسيار شبيه به مهر فرزندش است .
محمد رضا شاه پهلوي و پرچم :
مهر سلطنتي محمد رضا شاه پهلوي
پرچم ايران در زمان رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوي
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
سمبول شاهنشاهي محمد رضا شاه پهلوي
تاريخچه مهر سلطنتي محمد رضا شاه پهلوي
اين نشان بنا به گفته مورخين به زمان شاهنشاهي بهرام گور باز مي گردد . بنا به گفته فردوسي بزرگ بهرام گور شاهنشاه ساساني خود را يكي
از وارثان اصلي تاج و تخت كياني ايران زمين مي دانسته ولي ميديد كه به جاي او خسرو به تخت شاهنشاهي رسيده و بزرگان كشور به
پادشاهي او راي داده اند . پس بناي پس گرفتن تاج كياني از خسرو را گذاشت و به همين جهت تاج شاهنشاهي ايران بنا به درخواست او در
وسط ميدان شهر گذاشته شد و دو شير را براي حفاظت از آن رها كردند . مقرر شد هر يك از دو شاهزاده ( خسرو و بهرام ) اگر توانستند تاج
شاهنشاهي ايران را از بين دو شير رها سازند آن شخص پادشاه رسمي ايران خواهد شد . روز موعود خسرو از اين كار دوري كرد و ريسك اش
را نپذيرفت و ميدان به بهرام واگذار شد . بهرام با شجاعت و مهارت و نبردي طولاني توانست تاج را بردارد و در نهايت با گرزي هر دو شير را از
پاي در آورد . همين امر موجب گرديد از زمان ناصرالدين شاه سرداران و فرماندهان بر كلاه خود همچنين علامتي را نصب كنند . مهر سلطنتي
ايران نيز كه دو شير محافظت از تاج شاهنشاهي را بر عهده دارند از ان زمان سرچشمه گرفته است . زيرا خود رضا شاه از سرداران آن روزگار
بود و پس از تلاش و لياقت كافي براي رسيدن به اريكه شاهنشاهي همان نشان را با كمي تغييرات نشان رسمي ايران كرد . امروزه كشور
پادشاهي انگلستان نيز نمادي بسيار شبيه به اين نشان ايراني براي خود بر گزيده اند .
در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش
نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص كرد. بخش نامه ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن
مقرر گرديد طول پرچم اندكي بيش از يك برابر و نيم عرضش باشد .
به نام دادار هستي بخش
www.ariarman.com
پرچم بعد از انقلاب اسلامي :
در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 در مورد پرچم گفته شده است كه پرچم جمهوري اسلامي از سه
رنگ سبز، سفيد و سرخ تشكيل مي شود و نشانه جمهوري اسلامي در وسط آن قرار دارد . اين كار مبني بر فرمان روح الله خميني انجام شد
كه گفته بود "بياندازيد اين شير و خورشيد منحوس را " ولي پس از 27 سال در سال 1384 مجلس شوراي اسلامي در "قسمت تحقيقات
مجلس" با بررسي هاي تاريخي نشان شير و خورشيد را يك نماد ملي و ايراني ناميد و در طي گزارشي كه در روزنامه آفتاب يزد انتشار يافت آن
را بي ارتباط به نشان شاهنشاهي ايران دانست و پيشنهاد بازگشت تنديس شيرهاي ايراني در ميادين و ساختمانهاي دولتي را دادند .
بن مايه ها :
تاريخ هرودوت : جرج راولين سن
كوروپديا يا كورش نامه : گزنفون
درفش كاوياني از آله دال فك
پرچم ايران : بانو ايراندخت - بانو نورا نيك سرشت
تاريخچه بيرق ايران : استاد سعيد نفيسي
تاريخچه بيرق ايران : حميد نير نوري
تاريخچه بيرق ايران : احمد كسروي
تقدس سرزمين ايران در آئين ايراني : استاد دانشگاه تهران ناصرالدين شاه حسيني
گردآوري : ارشام پارسي
به اميد روزي كه درفشي شكوهمند و شايسته فرهنگ كهن ايراني در جهان بر افراشته شود
پاينده ايران


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 مرداد 1391برچسب:, توسط محمد |